به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز در حالی که جامعه جهانی اغلب بر ویرانههای فیزیکی ناشی از جنگ تمرکز دارد، لایهای عمیقتر و تاریکتر از رنج در میان افراد دارای معلولیت در حال گسترش است؛ رنجی که از جنس «ترسِ محصور بودن» است. برای کسانی که محدودیتهای جسمی، آنها را به محیطی خاص وابسته کرده است، صدای انفجارها و آژیرهای خطر، نه فقط یک تهدید محیطی، بلکه به معنای از دست دادن آخرین سنگرهای امنیت شخصی است.
زندانیانی در خانههای خود
برای فردی که برای جابهجایی یا مراقبتهای روزانه به کمک دیگران یا تجهیزات خاص متکی است، جنگ به معنای قطع زنجیرهی بقا است. مشاهدات میدانی و گزارشهای روانشناختی نشان میدهد که سطح اضطراب در این گروه، به دلیل «ناتوانی در واکنش سریع» (Lack of Immediate Escape)، بسیار فراتر از سایرین است.
دکتر «آریا»، روانشناس حوزه تروما میگوید: «ما با وضعیتی مواجه هستیم که آن را اضطراب مضاعف مینامیم. فرد دارای معلولیت نه تنها نگران جان خود است، بلکه اضطراب دائمیِ “وابستگی” را نیز حمل میکند؛ ترس از اینکه در صورت وقوع حادثه و نیاز به تخلیه اضطراری، آیا امکان خروج و حفظ جان برای او وجود دارد؟ این فکر، آرامش را از زندگی روزمره آنها ربوده است.»
سایهی ترس بر سلامت روان
تحقیقات اخیر حاکی از آن است که اضطراب ناشی از جنگ در این افراد، منجر به تشدید علائم جسمی، حملات پانیک (Panic Attacks) و بازگشت دردهای مزمن شده است. بسیاری از آنها از بیخوابی مفرط و گوشبهزنگی دائمی رنج میبرند. در این میان، قطع دسترسی به خدمات توانبخشی و داروهای حیاتی به دلیل ناامنی، ترس از آینده را به کابوسی شبانه تبدیل کرده است.
انزوای تحمیلشده
علاوه بر فشارهای روانی، جنگ باعث شده تا شبکههای حمایتی این افراد که در شرایط عادی به سختی حفظ میشدند، از هم بپاشد. بسیاری از مراقبین یا اعضای خانواده، خود درگیرِ بقا یا تخلیه مناطق شدهاند و این امر، افراد دارای معلولیت را در چرخهای از تنهایی و درماندگی قرار داده است.
نیاز به استراتژیهای فراگیر
کارشناسان تأکید دارند که در هر گونه برنامهریزی برای شرایط بحران و جنگ، باید «پروتکلهای دسترسی» اولویتبندی شوند. ایجاد پناهگاههای مجهز برای افراد دارای معلولیت، تأمین سیستمهای هشدار متناسب با شرایط (برای ناشنوایان و نابینایان) و فراهم کردن حمایتهای روانیِ سیار، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حقوق بشری است.
جنگ برای این افراد، تنها صدای بمب و موشک نیست؛ جنگ برای آنها، مواجهه روزانه با وحشتی است که از دیوارههای محدودیت جسمی عبور کرده و روحشان را نشانه گرفته است. برای بازگرداندن آرامش به این جامعه، بیش از هر چیز به دیدهشدنِ نیازهای ویژهی آنها در میانهی هیاهوی میدان جنگ نیاز داریم.




