تروماهای پنهان جنگ بر کودکان؛ زخم‌هایی که همیشه با سوگ و فقدان دیده نمی‌شوند

اشتراک‌گذاری در:

یک روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان با تأکید بر آثار پنهان جنگ بر کودکان گفت حتی کودکانی که مستقیماً شاهد مرگ یا از دست دادن عزیزی نبوده‌اند، ممکن است در اثر صداهای انفجار، ناامنی و تغییرات ناگهانی محیط زندگی، با اضطراب و استرس پس از سانحه مواجه شوند.

به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز، نفیسه صالحی، روان‌شناس حوزه کودک و نوجوان، در دومین نشست تخصصی بررسی مستندهای سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان، بر ضرورت توجه جدی به پیامدهای روانی جنگ بر کودکان تأکید کرد. این نشست با بررسی دو مستند «کوه راستین» و «برای کیان» برگزار شد و در آن ابعاد روان‌شناختی تجربه جنگ، فقدان و سوگ کودکان مورد بررسی قرار گرفت.

جنگ فقط با از دست دادن عزیزان به کودک آسیب نمی‌زند
به گفته صالحی، تجربه جنگ برای کودک الزاماً به معنای مشاهده مستقیم مرگ یا از دست دادن یکی از نزدیکان نیست. قرار گرفتن در معرض صدای انفجار، مشاهده تغییرات غیرعادی در آسمان و محیط اطراف و تجربه ناامنی می‌تواند احساس امنیت بنیادین کودک را تحت تأثیر قرار دهد.

این شرایط ممکن است اضطراب کودک را افزایش دهد و حتی پس از پایان حادثه نیز آثار روانی خود را حفظ کند. برخی محرک‌ها مانند صداهای بلند یا موقعیت‌هایی که کودک را به یاد تجربه جنگ می‌اندازند، می‌توانند دوباره احساس ترس و اضطراب را فعال کنند.

بازی؛ زبان کودک برای بیان اضطراب
کودکان همیشه نمی‌توانند احساسات پیچیده خود را مانند بزرگسالان با کلمات بیان کنند. به همین دلیل ممکن است ترس و اضطراب خود را از طریق بازی، نمایش، گفت‌وگو یا بازسازی اتفاقاتی که دیده‌اند نشان دهند.

در مستند «کوه راستین» نیز بخشی از تجربه روانی کودکان از طریق همین رفتارها به تصویر کشیده شده است. از نگاه روان‌شناختی، این رفتارها می‌توانند راهی برای پردازش و تخلیه هیجان‌های ناشی از ترس و استرس باشند.

تروما ممکن است مدت‌ها بعد خود را نشان دهد
یکی از نکات مهم مطرح‌شده در این نشست، تفاوت میان تجربه مستقیم فقدان و تجربه روانی جنگ بود. ممکن است کودکی هیچ‌گاه شاهد مرگ نباشد، اما شرایط جنگی همچنان اثرات عمیقی بر احساس امنیت او بگذارد.
استرس پس از سانحه نیز لزوماً بلافاصله پس از حادثه پایان نمی‌یابد و ممکن است در آینده با قرار گرفتن کودک در برابر محرک‌های مرتبط با حادثه دوباره آشکار شود. از همین رو، شناسایی نشانه‌های اضطراب و فراهم کردن امکان دریافت حمایت روان‌شناختی برای کودکان اهمیت دارد.

سوگ کودکان با سوگ بزرگسالان متفاوت است
در بخش دیگری از نشست، مستند «برای کیان» از منظر تجربه سوگ در کودکان بررسی شد. صالحی با اشاره به تفاوت‌های رشدی کودکان تأکید کرد که نحوه درک مفهوم مرگ در سنین مختلف یکسان نیست.

کودکان کم‌سن، به‌ویژه زیر شش سال، ممکن است هنوز مفهوم مرگ را مانند یک بزرگسال درک نکنند و حتی انتظار داشته باشند فرد ازدست‌رفته دوباره بازگردد. بنابراین توضیح مرگ باید با زبانی ساده، روشن و متناسب با سطح شناختی کودک انجام شود.

درباره مرگ نباید با ابهام با کودک صحبت کرد
استفاده از تعابیر مبهم برای توضیح مرگ می‌تواند کودک را دچار سوءبرداشت کند. برای نمونه، گفتن اینکه فرد فوت‌شده «به جایی رفته است» ممکن است در ذهن کودک این تصور را ایجاد کند که او روزی بازخواهد گشت.
به همین دلیل، متخصصان بر اهمیت استفاده از زبان شفاف و متناسب با سن کودک تأکید می‌کنند تا کودک بتواند واقعیت فقدان را به تدریج درک و پردازش کند.

پرسش‌های تکراری کودک بخشی از فرایند سوگ است
کودک پس از فقدان ممکن است بارها درباره فرد ازدست‌رفته سؤال کند؛ برای مثال بپرسد آیا او در جشن تولد، گردش خانوادگی یا دیگر موقعیت‌های روزمره حضور خواهد داشت.
تکرار چنین پرسش‌هایی الزاماً نشانه لجبازی یا بی‌توجهی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از تلاش کودک برای درک و پذیرش واقعیت جدید زندگی باشد.

کودکان همچنین ممکن است پس از فقدان احساس گناه کنند و تصور کنند اگر رفتار متفاوتی داشتند، شاید حادثه رخ نمی‌داد. توجه به این احساسات پنهان برای حمایت صحیح از کودک ضروری است.

سوگ یک مسیر خطی و یکسان نیست
یکی دیگر از نکات مطرح‌شده در این نشست، این بود که کودکان الزاماً مراحل سوگ را به ترتیب مشخص طی نمی‌کنند. ممکن است کودک برای مدتی آرام به نظر برسد، دوباره دچار غم یا اضطراب شود و سپس به فعالیت‌های عادی خود بازگردد.

پذیرش فقدان نیز به معنای پایان درد نیست. کودک می‌تواند همچنان دلتنگ باشد اما در کنار این تجربه، به مدرسه برود، بازی کند، با دوستانش ارتباط داشته باشد و لحظات شادی را تجربه کند.

شادی پس از فقدان به معنای فراموشی نیست
کودکان ممکن است پس از مرگ یکی از نزدیکان، حتی به دلیل خندیدن، بازی کردن یا درخواست انجام یک فعالیت سرگرم‌کننده احساس گناه کنند.

لازم است به کودک آموزش داده شود که ادامه دادن زندگی، رفتن به مدرسه، بازی کردن و تجربه شادی به معنای فراموش کردن فرد ازدست‌رفته نیست. هدف از حمایت روانی نیز حذف کامل غم نیست، بلکه کمک به کودک برای ادامه رشد طبیعی در کنار تجربه فقدان است.

سینما می‌تواند به فهم بهتر تروما کمک کند
در این نشست بر نقش سینما و مستند در بازنمایی تجربه‌های پیچیده کودکان نیز تأکید شد. آثاری مانند «کوه راستین» می‌توانند توجه جامعه را به کودکانی جلب کنند که شاید آسیب روانی آنها در ظاهر قابل مشاهده نباشد.
همکاری فیلمسازان با روان‌شناسان کودک، متخصصان رشد و کارشناسان حوزه تروما می‌تواند به تولید آثاری کمک کند که علاوه بر روایت یک تجربه انسانی، شناخت خانواده‌ها و جامعه از نیازهای روانی کودکان را نیز افزایش دهد.

در نهایت، توجه به آثار روانی جنگ نباید تنها به کودکانی محدود شود که مستقیماً با فقدان عزیزان مواجه شده‌اند. تجربه ناامنی، ترس، انفجار و از بین رفتن احساس امنیت نیز می‌تواند اثری ماندگار بر روان کودک داشته باشد و شناسایی و حمایت به‌موقع از این کودکان، بخش مهمی از فرایند بازگشت آنها به زندگی عادی است.

منبع: خبرآنلاین
برچسب‌ها: تروما کودکان، آثار روانی جنگ، سلامت روان، سوگ کودکان، جشنواره فیلم کودک

کد خبر:4681

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *