تئاتر کودک باید آزمایشگاه رشد شخصیت باشد؛ گفت‌وگوی اختصاصی با دکتر حامد آقایی»

اشتراک‌گذاری در:

آموزش تئاتر کودک و نوجوان در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در رویکردهای آموزشی است؛ بازنگری‌ای که تنها به تغییر شیوه‌های تدریس محدود نمی‌شود، بلکه نگاه به کودک، نقش مربی و فلسفه آموزش را نیز دربر می‌گیرد.

دکتر حامد آقایی، بازیگر، کارگردان و پژوهشگر حوزه هنرهای نمایشی، در گفت‌وگوی اختصاصی با پایگاه خبری پهنه پرواز بر این باور است که رسالت اصلی تئاتر کودک، تربیت انسان است نه صرفاً بازیگر. او معتقد است آینده تئاتر کودک ایران از شناخت عمیق روان کودک آغاز می‌شود و امنیت روانی، خلاقیت و رشد شخصیت باید بر هر هدف دیگری مقدم باشد.در ادامه می‌خوانید:

در سال‌های اخیر، مهم‌ترین چالش آموزش تئاتر کودک و نوجوان را چه می‌دانید؟

در تمام سال‌هایی که از آموزش تئاتر کودک و نوجوان در ایران گذشته، امروز بیش از هر زمان دیگری با یک پرسش بنیادین روبه‌رو هستیم؛ آیا ما بازیگر تربیت می‌کنیم یا انسان؟ اگر پاسخ ما «بازیگر» باشد، بی‌تردید مسیر را اشتباه آمده‌ایم. کودک پیش از آنکه هنرمند باشد، شخصیتی در حال شکل‌گیری است و هر تجربه آموزشی می‌تواند آینده او را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا شیوه‌های فعلی آموزش پاسخگوی نیازهای کودکان است؟

متأسفانه در بسیاری از کلاس‌ها، آموزش تکنیک بر شناخت روان کودک غلبه دارد. هنوز گاهی کودک را ظرفی برای پر کردن از اطلاعات می‌بینیم، در حالی که او جهانی است که باید کشف شود. هر کودک روایت منحصربه‌فردی از جهان درونی خود دارد و نمی‌توان با نسخه‌های یکسان او را آموزش داد.

نقش مربی در این فرآیند چیست؟

کودک روی صحنه فقط دیالوگ نمی‌گوید؛ او ناخودآگاه خود را زندگی می‌کند. هر نقش فرصتی برای بازآفرینی ترس‌ها، آرزوها، تعارض‌ها و امیدهای اوست. اگر مربی زبان پنهان کودک را نشناسد، ممکن است ناخواسته همان زخمی را عمیق‌تر کند که هنر قرار بوده آن را التیام ببخشد.

چرا بر نگاه میان‌رشته‌ای در آموزش تئاتر تأکید دارید؟

زیرا کودک مرز میان روان‌شناسی، علوم اعصاب، جامعه‌شناسی، فلسفه تربیت و هنر نمایش را نمی‌شناسد. او با تمام وجود وارد کلاس می‌شود، نه فقط با استعداد بازیگری. بنابراین آموزش نیز باید همه‌جانبه باشد و این حوزه‌ها در کنار هم قرار گیرند.

شما از نتیجه‌محوری در آموزش تئاتر انتقاد کرده‌اید. منظورتان چیست؟

گاهی جشنواره، مدال، تشویق و اجرای صحنه به هدف نهایی تبدیل می‌شود؛ در حالی که مهم‌ترین دستاورد تئاتر باید افزایش امنیت روانی، رشد اعتماد به نفس، تقویت همدلی، گسترش تخیل و شکل‌گیری هویت سالم باشد. اگر این اهداف محقق نشوند، حتی موفق‌ترین اجرا هم می‌تواند نشانه یک شکست تربیتی باشد.

مربی امروز چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

مربی امروز فقط انتقال‌دهنده تکنیک نیست. او باید شنونده، مشاهده‌گر و تحلیلگر باشد و پیش از هر چیز امنیت روانی کلاس را مدیریت کند؛ زیرا هیچ خلاقیتی در فضای اضطراب متولد نمی‌شود.

نسل جدید کودکان چه تفاوتی با گذشته دارد؟

کودکان و نوجوانان امروز در دنیایی رشد می‌کنند که با نسل‌های گذشته تفاوت اساسی دارد. آن‌ها با شبکه‌های اجتماعی، سرعت، تنهایی پنهان، اضطراب مقایسه و بحران هویت زندگی می‌کنند. بنابراین آموزش تئاتر نیز نمی‌تواند با الگوهای چند دهه قبل پاسخگوی نیازهای آنان باشد. ابتدا باید زبان نسل جدید را بفهمیم، سپس آموزش بدهیم.

آینده تئاتر کودک را چگونه می‌بینید؟

آینده تئاتر کودک نه در دکورهای بزرگ، بلکه در مربیان آگاه شکل می‌گیرد؛ مربیانی که می‌دانند هر تمرین بازیگری، تمرینی برای زندگی است، هر بداهه فرصتی برای کشف خویشتن است و هر نقش پلی میان کودک امروز و بزرگسال فرداست.

راهکار عملی برای به‌روزرسانی آموزش تئاتر کودک چیست؟

راهکار از تغییر کتاب‌ها آغاز نمی‌شود؛ بلکه از تغییر نگاه ما به کودک آغاز می‌شود. باید بپذیریم کودک پروژه آموزشی نیست، بلکه انسانی در حال شکل‌گیری است. مربی باید پیش از آموزش بیان، بدن و بازیگری، زبان روان کودک را بشناسد. کودکی که سکوت می‌کند الزاماً بی‌استعداد نیست، کودکی که پرجنب‌وجوش است لزوماً بی‌نظم نیست و کودکی که می‌ترسد، لجباز نیست. هر رفتار، پیش از آنکه مشکل باشد، یک پیام است.

رقابت در کلاس‌های تئاتر چه تأثیری بر کودکان دارد؟

آموزش باید از فضای رقابت به سمت فضای رشد حرکت کند. مقایسه کودکان با یکدیگر اضطراب ایجاد می‌کند، اما مقایسه هر کودک با دیروز خودش احساس شایستگی و امنیت روانی را تقویت می‌کند. شخصیت سالم در فضای پذیرش رشد می‌کند، نه در رقابت افراطی.

نقش خانواده را در این فرآیند چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خانواده نباید فقط تماشاگر باشد، بلکه باید همراه تربیتی کلاس باشد. زمانی که خانه و کلاس زبان مشترکی درباره احترام، همدلی و شناخت هیجان‌ها داشته باشند، کودک با انسجام بیشتری رشد خواهد کرد.

شما در تحلیل خود به دیدگاه‌های دونالد وینیکات و ژاک لاکان نیز اشاره کرده‌اید. این نظریات چه ارتباطی با آموزش تئاتر دارند؟

از منظر دونالد وینیکات، تئاتر نزدیک‌ترین تجربه به «فضای انتقالی» است؛ فضایی امن میان واقعیت و خیال که کودک در آن بدون ترس از قضاوت، خود واقعی‌اش را تجربه می‌کند. اگر کلاس تئاتر چنین فضایی ایجاد نکند، کودک فقط برای جلب پذیرش دیگران نقش بازی خواهد کرد.

همچنین ژاک لاکان معتقد است انسان از خلال نگاه دیگری خود را می‌شناسد. اگر نگاه مربی همراه با مقایسه، تحقیر و کمال‌گرایی باشد، کودک تصویری آسیب‌دیده از خود می‌سازد؛ اما اگر این نگاه مبتنی بر احترام، پذیرش و شنیدن باشد، کودک به انسانی خلاق تبدیل خواهد شد که صدای منحصربه‌فرد خود را پیدا می‌کند.

و سخن پایانی؟

به باور من، آینده تئاتر کودک ایران نه در فناوری‌های تازه و نه در شیوه‌های پیچیده آموزشی، بلکه در یک تصمیم ساده نهفته است؛ اینکه پیش از آموزش هر تکنیک، روان کودک را ببینیم. زیرا هر کودکی که در کلاس تئاتر احساس امنیت کند، فردا بزرگسالی خواهد بود که جهان را با تخیل، همدلی و مسئولیت انسانی‌تری خواهد ساخت.

برچسب‌ها:
تئاتر کودک، تئاتر نوجوان، آموزش تئاتر، دکتر حامد آقایی، حامد آقایی، روانشناسی کودک، تربیت کودک، هنرهای نمایشی، بازیگری کودک، کارگردانی تئاتر، آموزش هنر، امنیت روانی، خلاقیت کودکان، رشد شخصیت، پایگاه خبری پهنه پرواز، گفت‌وگوی اختصاصی، روانکاوی کودک، دونالد وینیکات، ژاک لاکان، تئاتر ایران

کد خبر:4321

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *