روانشناسان می گویند افرادی که در کودکی دائماً مورد انتقاد قرار می گیرند معمولاً این 13 ویژگی را در بزرگسالی ایجاد می کنند.
به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز، دوران کودکی زمان حیاتی برای رشد است. در سطح عاطفی، این رشد شامل شکلدهی هویت ما، یادگیری مقررات عاطفی، توسعه مهارتهای اجتماعی و انعطافپذیری عاطفی است. در حالی که این فرآیند رشد تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرد، یکی از عوامل مؤثر در ارتباط ما با مراقبانمان است.» که تعاملات اساسی هستند.
کودکانی که احساس امنیت و حمایت می کنند، احتمالاً روابط سالمی با خود و دیگران خواهند داشت. کودکانی که مدام مورد انتقاد قرار میگیرند ممکن است صدای یک مراقب را در ذهن خود بشنوند – این منتقد درونی آنهاست .
دکتر پاوسیک می گوید: «اگر والدین /مراقبان به طور مداوم از کودک انتقاد کنند ، می تواند پایه ای برای ایجاد رفتارهای ناسالم و یک تصویر منفی از خود در آنان ایجاد کند. “اگر شرایط در دوران کودکی بیش از حد بحرانی باشد، می تواند کودک را در ایجاد یک خودپنداره سالم در مضیقه قرار دهد و همچنین ممکن است بر روابط و رفاه آنها تأثیر بگذارد.”
همچنین ممکن است آنها را وادار کند که چندین (یا همه) از این 13 ویژگی را داشته باشند که افرادی که در کودکی دائماً احساس می کردند مورد انتقاد قرار می گرفتند اغلب در بزرگسالی نشان می دهند.
به گفته روانشناسان 13 خصلت گویای افرادی که در کودکی مدام مورد انتقاد قرار می گرفتند، عبارتند از :
- عزت نفس پایین
براین اساس ، دائماً به شما گفته می شد که در کودکی سزاوار عشق، مهربانی یا احترام نیستید (به صورت کلامی یا از طریق اعمالی که بلندتر از کلمات اثر می کنند). عزت نفس پایین یک کشش نیست – در واقع، اساساً در این شرایط مورد انتظار است.
دکتر پرستون می گوید: «به طور منطقی شما به این نتیجه می رسید که شما این چیزها را باور خواهید کرد، به خصوص اگر انتخاب های احتمالی دیگری به شما داده نشود . دکتر پرستون میگوید برخی از نشانههای عزت نفس پایین عبارتند از: تماس چشمی ضعیف، وضعیت نامناسب و مشکل در حمایت از خود.
- کمال گرایی
اگر شما شکست را در دوران کودکی تحمل کردید، طبیعی است که در بزرگسالی 100٪ برای درست کردن آن تلاش کنید – حتی اگر از نظر شناختی بدانید که کمال وجود ندارد. و همچنان انتظارات غیرممکن معیار شما خواهد بود .
دکتر ارنستو لیرا د لا روزا، دکترای روانشناس میگوید: “کودک می تواند بیاموزد که کاری که انجام می دهد هرگز به اندازه کافی خوب نیست و سعی می کند انتظارات و استانداردهای غیرممکن بالایی را به عنوان راهی برای جلب رضایت مراقبین خود برآورده کند. “به همین دلیل است که ممکن است توقعات زیادی از خود داشته باشید و تا زمانی که کارها کامل نشوند، برای به پایان رساندن کارها مشکل داشته باشید.”
- خودگویی منفی
دکتر پاوسیک می گوید: «انتقاد ارائه شده توسط مراقبان می تواند به چیزی تبدیل شود که کودک (و بعداً در بزرگسالی) به تنهایی ادامه می دهد. این بزرگسالان اغلب خودانتقادگر خشن هستند و در شکستن این الگو مشکل دارند.» - مشکل در پذیرش تعارف
خودگویی منفی همچنین می تواند اجازه دادن به ورود اتفاقات مثبت به زندگی شما را سخت کند ، حتی زمانی که از طرف افرادی باشد که دوستشان دارید و به آنها احترام می گذارید.
دکتر گیل مک براید، میگوید :
«وقتی کسی مدام از شما انتقاد میکند، میتواند گیجکننده یا بیارزش باشد». دکتر مک براید می گوید که اگر شما یا یکی از عزیزانتان دائماً به تعریف و تمجیدها با عباراتی مانند “خیلی عالی نبود. می توانستم بهتر عمل کنم” پاسخ می دهید، به کمکی نیاز دارید تا کودک درون خود را از انتقاد مداوم نجات دهید .
- بیش از حد انتقاد پذیر بودن از دیگران
افرادی که در کودکی به طور مزمن سرکوب شده اند ممکن است فقط به خودشان سخت نگیرند. دکتر پرستون میگوید که آنها همچنین ممکن است دائماً به دنبال عیوب دیگران باشند یا بدترینها را در افراد فرض کنند، بدون اینکه شک و تردیدی را به آنها بدهند. همه اینها بخشی از یک چرخه معیوب است که شکستن آن چالش برانگیز است.
دکتر پرستون می گوید: “شما در کودکی یاد می گیرید که صحبت کردن با مردم به شیوه های تحقیرآمیز و تمسخر آمیز عادی، قابل انتظار و قابل قبول است.” اگر این چیزی است که غالباً میدانید، به این باور خواهید رسید که این روشها عادی و مناسب برای برقراری ارتباط با دیگران هستند.»
- نگرش های بیش از حد دفاعی
افرادی که در کودکی اغلب مورد انتقاد قرار میگیرند، میتوانند احساس کنند که دائماً زیر میکروسکوپ هستند و تمام آنچه مراقبان آنها میبینند نقص است.
دکتر پرستون میگوید: «در نتیجه، یاد میگیرید که آن انتقادات را پیشبینی کنید، در لحظه از خود دفاع کنید، و از خود به گونهای محافظت کنید که ممکن است در کودکی قادر به انجام آن نبوده باشید. ممکن است با بازخورد سازنده دست و پنجه نرم کنید، حتی زمانی که گرفتن آن می تواند زندگی شما را بهبود بخشد.
- مردم پسند بودن
آیا با نه گفتن به گردش هایی که واقعاً برای شما جالب نیست، مشکل دارید؟ آیا احساس آزاردهنده ای دارید که آخرین نفر در لیست اولویت های خود هستید؟ دکتر مک براید میگوید:
«کودکی که اغلب مورد انتقاد قرار میگرفت، ممکن است سعی کند مردم را بخواهد یا بیش از حد نیازهای کسی را پیشبینی کند تا حتی از ظاهر منفیگرایی جلوگیری کند». آنها ممکن است نیازهای دیگران را بر نیازهای خود اولویت دهند و در تعیین حد و مرز مشکل داشته باشند. - اعتماد به نفس
صبر کنید، آیا خوداتکایی یک ویژگی قابل تحسین نیست؟ میتواند باشد.
دکتر مک براید میگوید: «اما چیزی به نام خیلی خوب وجود دارد. “این افراد مستقل و مدبر می شوند، اما می توانند برای اعتماد کردن یا ارتباط با دیگران تلاش کنند. این افراد یاد گرفته اند که “من تنها کسی هستم که در کنار من خواهم بود” و به همین دلیل، آنها بیشتر شبیه “گرگ تنها” عمل می کنند . « به یاد داشته باشید، وقتی به کمک نیاز دارید، اشکالی ندارد، کمک بخواهید . - اضطراب اجتماعی
اضطراب، از جمله در محیط های اجتماعی، در افرادی که دوران کودکی خود را در محیط های بسیار بحرانی گذرانده اند، رایج است. دکتر لیرا دلا می گوید: «اگر در محیطی بزرگ شویم که بازخوردهای منفی و انتقادی ثابت و ثابت باشد، ممکن است اضطراب اجتماعی زیادی را تجربه کنیم زیرا هرگز نمی دانیم چه زمانی قرار است بازخوردهای انتقادی دریافت کنیم. رزا می گوید: این اضطراب می تواند در روابط بزرگسالان به اضطراب اجتماعی تبدیل شود و ممکن است نگران باشیم که دیگران در مورد ما چه فکری می کنند و می ترسیم که آنها را ناراحت کنیم. - مقایسه
مقایسه دزد شادی است – همچنین چیزی است که بسیاری از مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند.
دکتر لیرا د لا روزا می گوید: «با این حال، کودکانی که به طور مداوم مورد انتقاد قرار می گیرند، بیش از حد به مقایسه خود با دیگران متکی هستند، زیرا ممکن است یاد نگرفته باشند به مهارت ها و توانایی های خود اعتماد کنند. در بزرگسالی، آنها ممکن است دائماً خود را با افراد دیگر مقایسه کنند و خود را به خاطر اینکه مانند دیگران نیستند مورد ضرب و شتم قرار دهند، زیرا احساس می کنند کفایت نمی کنند. - عذرخواهی مداوم
“متاسفم” می تواند قدرتمند باشد. با این حال، گفتن آن در تمام روز، هر روز، ممکن است یک ضعف باشد.
دکتر لیرا د لا روزا می گوید: «کودکان ممکن است یاد بگیرند که به عنوان راهی برای زنده ماندن در یک محیط بسیار بحرانی عذرخواهی کنند. آنها ممکن است در بزرگسالی به این رفتار ادامه دهند و ممکن است به خاطر اشتباه کردن یا اینکه خودشان هستند عذرخواهی کنند.”
- مسائل مربوط به اعتماد
اعتماد کلید روابط است و افرادی که تحت انتقاد دائمی بزرگ شده اند ممکن است با آن دست و پنجه نرم کنند.
دکتر مک براید میگوید: «وقتی مراقبان اصلی کودک حیاتی هستند، اعتماد به نیات یا انگیزههای دیگران برای آنها دشوار است. “انسانها گونه ای عمیقا اجتماعی هستند که خواهان تعلق و ارتباط هستند. انتقاد باعث شرمساری می شود و احساس تعلق را از بین می برد. آنها ممکن است در روابط خود مراقب باشند و در ایجاد پیوندهای نزدیک مشکل داشته باشند.” - مشکل در تنظیم احساسات
«فقط آرام باش» و «تو خیلی حساس هستی» ممکن است جملات ثابتی باشند که شنیدهاید، حتی اگر استرس، عصبانیت و غمگینی ، همگی طبیعی هستند. دوران کودکی زمانی برای یادگیری این واقعیت و نحوه مقابله با آن است.
دکتر لیرا د لا روزا میگوید:
«اگر بچهها یاد نگیرند که احساساتشان معتبر و طبیعی است، میتوانند در بزرگسالی با چالشهایی در تنظیم احساسات خود مواجه شوند. علاوه بر این، هنگامی که کودکان در یک محیط بسیار بحرانی بزرگ میشوند، ممکن است در تنظیم آنچه که «احساسات منفی» مینامیم، دچار مشکلاتی شوند. آنها ممکن است آنها را بسیار شدید احساس کنند و نمی دانند چگونه در این لحظات خود را آرام کنند.”
ترجمه دکتر فتانه امیری





