تابآوری روانی به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا سرکوب احساسات نیست؛ بلکه توانایی سازگاری با شرایط دشوار، مدیریت هیجانها و بازیابی تعادل پس از بحران است. یک روانشناس با تشریح پنج مؤلفه اصلی تابآوری، بر نقش عزتنفس، مهارتهای حل مسئله، نگرش فردی و حمایت اجتماعی در تقویت این توانایی تأکید کرده است.
به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز، رضا سلمانیپور، روانشناس، در نشست تخصصی «مدیریت بحران، تابآوری و تنظیم هیجان» که در قم برگزار شد، پنج مؤلفه مهم در تقویت تابآوری را تشریح کرد. به گفته او، حفظ ثبات هیجانی، تمرکز بر حل مسئله، تقویت عزتنفس و اعتمادبهنفس، ارتقای نگرشها و مهارتها و اصلاح نگاه افراد به شانس و خوشبختی، از عوامل مؤثر در مواجهه بهتر با شرایط دشوار هستند.
تابآوری چیست و چه زمانی اهمیت پیدا میکند؟
بحران ممکن است در پی حوادثی مانند جنگ و زلزله یا بر اثر تعارضهای هیجانی و مشکلات شخصی شکل بگیرد. بااینحال، یک اتفاق مشابه لزوماً برای همه افراد پیامد یکسانی ندارد؛ زیرا توانایی مقابله، تجربههای گذشته، برداشت فرد از موقعیت و میزان حمایت اطرافیان در واکنش به بحران نقش دارند.
تابآوری به فرد کمک میکند با وجود فشارهای روانی، توانایی تصمیمگیری و انجام فعالیتهای روزمره را تا حد امکان حفظ کند و پس از تجربه شرایط دشوار، بهتدریج تعادل خود را بازیابد.
پنج مؤلفه اصلی تقویت تابآوری روانی
۱. حفظ ثبات هیجانی
نخستین مؤلفه تابآوری، حفظ سلامت روان و ثبات هیجانی در شرایط دشوار است. هنگامی که فرد با تهدید یا فشار شدید مواجه میشود، ممکن است ضربان قلب و سرعت تنفس او افزایش یابد و توجهش بیشتر به نشانههای خطر معطوف شود.
در چنین شرایطی، تصمیمگیری سنجیده دشوارتر میشود. کاهش شدت برانگیختگی، مکث پیش از واکنش و فراهم کردن فرصت برای آرام شدن میتواند به فرد کمک کند موقعیت را دقیقتر ارزیابی کند.
۲. تمرکز بر حل مسئله
دومین مؤلفه، تمرکز بر مسئله و جستوجوی راهحلهای عملی است. بهجای آنکه تمام توجه فرد به نگرانیها و پیامدهای احتمالی معطوف شود، بهتر است مسئله را به بخشهای کوچکتر تقسیم کند و گزینههای پیش رو را بسنجد.
شناسایی عوامل قابلکنترل، بررسی راهحلهای مختلف و انتخاب یک اقدام واقعبینانه میتواند احساس درماندگی را کاهش دهد. البته در برخی موقعیتها، مدیریت هیجانها نیز ضروری است تا فرد بتواند از توانایی حل مسئله خود استفاده کند.
۳. تقویت عزتنفس و اعتمادبهنفس
سومین مؤلفه به شناخت تواناییهای فردی و داشتن ارزیابی واقعبینانه از خود مربوط میشود. افرادی که به تواناییهای خود اعتماد بیشتری دارند، معمولاً آمادگی بیشتری برای بررسی گزینهها و روبهرو شدن با چالشها نشان میدهند.
تقویت عزتنفس به معنای انکار ضعفها نیست؛ بلکه شامل پذیرش محدودیتها، شناخت نقاط قوت و باور به امکان یادگیری و پیشرفت است. مرور تجربههای موفق گذشته و تعیین اهداف قابلدستیابی میتواند به تقویت این نگرش کمک کند.
۴. ارتقای نگرشها و مهارتهای مقابلهای
چهارمین مؤلفه، توسعه مهارتهایی است که به فرد امکان میدهد در شرایط دشوار واکنش مناسبتری نشان دهد. این مهارتها میتوانند ابعاد شناختی، هیجانی، رفتاری و جسمانی داشته باشند.
شناخت احساسات، مدیریت خشم و اضطراب، تصمیمگیری سنجیده، انعطافپذیری در برابر تغییرات و استفاده از روشهای سالم برای مقابله با استرس، از جمله تواناییهایی هستند که میتوان آنها را تقویت کرد.
۵. تغییر نگاه به شانس و خوشبختی
پنجمین مؤلفهای که سلمانیپور مطرح کرده، تغییر نگاه فرد به شانس و خوشبختی است. تمرکز مداوم بر بدشانسی و تصور اینکه هیچ تغییری امکانپذیر نیست، ممکن است انگیزه فرد برای اقدام را کاهش دهد.
در مقابل، نگاه واقعبینانه و توجه به فرصتهای موجود میتواند به حفظ امید کمک کند. این موضوع به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا مقصر دانستن افراد برای شرایط خارج از کنترلشان نیست؛ بلکه هدف، شناسایی امکانات موجود و استفاده از ظرفیتهای قابلدسترس است.
چرا تنظیم هیجان در زمان بحران ضروری است؟
هنگام مواجهه با تهدید، واکنشهای طبیعی بدن ممکن است فرد را به مبارزه، فرار، بیحرکتی یا تلاش افراطی برای آرام نگه داشتن دیگران سوق دهد. در شرایط برانگیختگی شدید، توجه محدودتر میشود و فرد ممکن است بدون بررسی کافی، سریع تصمیم بگیرد.
تنظیم هیجان به معنای حذف ترس، خشم یا غم نیست؛ بلکه یعنی فرد بتواند احساس خود را بشناسد و بدون واکنش عجولانه، رفتار متناسبتری انتخاب کند.
یکی از راهکارهای مطرحشده در روانشناسی، ارزیابی مجدد شناختی است؛ یعنی بررسی دوباره برداشت اولیه از یک موقعیت و در نظر گرفتن تفسیرهای دیگر. برای مثال، پیش از نتیجهگیری درباره نیت فردی دیگر، میتوان شواهد موجود را بررسی کرد و احتمالهای متفاوت را در نظر گرفت.
در مقابل، سرکوب مداوم احساسات لزوماً به حل مسئله منجر نمیشود و ممکن است فشار روانی را افزایش دهد. در صورت شدت یافتن اضطراب یا ناتوانی در مدیریت واکنشها، کمک گرفتن از متخصص سلامت روان میتواند ضروری باشد.
حمایت خانواده و جامعه چگونه تابآوری را تقویت میکند؟
تابآوری تنها به ویژگیهای فردی محدود نیست. روابط سالم خانوادگی، همراهی دوستان، احساس تعلق اجتماعی و دسترسی به حمایتهای مناسب میتوانند در عبور از بحران نقش مهمی داشته باشند.
پذیرفتن کمک دیگران، صحبت کردن با فردی قابلاعتماد و استفاده از منابع حمایتی موجود، نشانه ضعف نیست. در بسیاری از شرایط، همین ارتباطها به فرد کمک میکنند فشار روانی را بهتر مدیریت کند و راهحلهای بیشتری پیش روی خود ببیند.
تابآوری به معنای تحمل همهچیز نیست
یکی از برداشتهای نادرست درباره تابآوری این است که فرد باید بدون ابراز احساسات، همه مشکلات را تحمل کند. درحالیکه تابآوری با انکار درد، سرکوب ترس یا نپذیرفتن نیاز به کمک تفاوت دارد.
فرد تابآور نیز ممکن است غمگین، مضطرب یا خسته شود؛ تفاوت در این است که بهتدریج از منابع درونی و بیرونی خود برای سازگاری با شرایط استفاده میکند. در بحرانهای شدید، کمک تخصصی روانشناختی میتواند بخشی از این فرایند باشد.
جمعبندی
تقویت تابآوری روانی به حفظ ثبات هیجانی، حل مسئله، تقویت عزتنفس، توسعه مهارتهای مقابلهای و شکلگیری نگرشی واقعبینانه به مشکلات نیاز دارد. حمایت خانواده و جامعه نیز میتواند این توانایی را تقویت کند.
تابآوری به معنای زندگی بدون ترس و اندوه نیست؛ بلکه توانایی مواجهه با دشواریها، استفاده از منابع حمایتی و بازگشت تدریجی به تعادل پس از بحران است.
منبع: خبرگزاری ایسنا
برچسبها: تابآوری روانی، سلامت روان، مدیریت بحران، تنظیم هیجان، مهارتهای زندگی




