گاهی از جدایی یک زوج مشهور بیشتر از جدایی یک دوست ناراحت میشویم، برای موفقیت خواننده محبوبمان هیجانزده میشویم یا حتی از تصمیم شخصی یک بازیگر احساس خشم میکنیم؛ در حالی که او حتی نمیداند ما وجود داریم. روانشناسان این نوع پیوند عاطفی یکطرفه را «رابطه فرااجتماعی» مینامند.
به گزارش «پهنه پرواز»، رابطه فرااجتماعی یا Parasocial Relationship مفهومی است که نخستینبار در دهه ۱۹۵۰ برای توصیف احساس صمیمیت مخاطبان با چهرههای رسانهای مطرح شد. در این نوع رابطه، مخاطب ممکن است احساس کند یک مجری، بازیگر، خواننده یا اینفلوئنسر را میشناسد و با او ارتباطی شخصی دارد، در حالی که این ارتباط در واقع متقابل نیست.
وقتی صفحه گوشی شبیه پنجرهای به زندگی خصوصی میشود
شبکههای اجتماعی این احساس نزدیکی را بسیار پررنگتر کردهاند. در گذشته مخاطب شاید فقط فیلمی از یک بازیگر میدید یا مصاحبهای از خوانندهای میخواند، اما امروز ممکن است هر روز استوری، ویدئو، لایو و جزئیات زندگی شخصی یک چهره مشهور را دنبال کند.
همین تکرار و آشنایی مداوم میتواند احساس صمیمیت ایجاد کند. حتی یک لایک یا پاسخ کوتاه به یک کامنت ممکن است برای مخاطب معنای عاطفی پیدا کند؛ هرچند چنین تعاملی بهتنهایی به معنای شکلگیری یک رابطه واقعی و دوطرفه نیست.
آیا علاقه به سلبریتیها نشانه تنهایی است؟
نه لزوماً. پژوهشها نشان میدهند روابط فرااجتماعی الزاماً نتیجه فقدان روابط واقعی یا تنهایی نیستند. افراد ممکن است از دنبالکردن یک شخصیت مشهور، ورزشکار، خواننده، بازیگر یا حتی یک شخصیت داستانی احساس تعلق، آرامش یا الهام بگیرند.
گروههای هواداری نیز گاهی زمینه شکلگیری روابط واقعی میان افرادی با علایق مشترک را فراهم میکنند. بنابراین، صرف علاقه شدید به یک چهره مشهور را نمیتوان بهتنهایی نشانه مشکل روانی دانست.
مرز علاقه و وابستگی کجاست؟
مسئله زمانی جدیتر میشود که زندگی فرد بیش از اندازه به زندگی شخصیت محبوبش گره بخورد. اگر فرد به دلیل دنبالکردن یک سلبریتی روابط واقعی خود را کنار بگذارد، ساعتهای زیادی را صرف بررسی زندگی او کند، برای جلب توجه او هزینههای سنگین انجام دهد یا با تصمیمهای شخصی او احساس خیانت و مالکیت کند، ممکن است این علاقه از یک سرگرمی معمول فراتر رفته باشد.
به گفته پژوهشگران، روابط فرااجتماعی میتوانند هم پیامدهای مثبت و هم پیامدهای منفی داشته باشند و اثر آنها به نحوه استفاده فرد از این ارتباط و جایگاهی که در زندگی او پیدا میکند بستگی دارد.
چرا گاهی از مرگ یک شخصیت خیالی هم ناراحت میشویم؟
رابطه فرااجتماعی فقط درباره سلبریتیهای واقعی نیست. شخصیتهای سریالها، فیلمها و کتابها نیز میتوانند به بخشی از زندگی عاطفی مخاطب تبدیل شوند. وقتی سالها با یک شخصیت همراه میشویم، خاطرات، احساسات و حتی بخشی از هویت ما ممکن است با او گره بخورد.
به همین دلیل پایان یک سریال یا مرگ یک شخصیت محبوب میتواند احساس خلأ و فقدان ایجاد کند؛ پدیدهای که در پژوهشهای روانشناختی با عنوان «پایان رابطه فرااجتماعی» مورد بررسی قرار گرفته است.
سلبریتیها هم حق داشتن حریم خصوصی دارند
یکی از پیامدهای گسترش این روابط، شکلگیری تصور مالکیت در برخی هواداران است؛ گویی چون سالها زندگی یک چهره مشهور را دنبال کردهاند، حق دارند درباره روابط عاطفی، ازدواج، خانواده یا تصمیمهای شخصی او اظهار نظر کنند.
اما شناخت جزئیات زندگی یک فرد، حتی اگر سالها از طریق شبکههای اجتماعی ادامه داشته باشد، به معنای داشتن حق دسترسی به تمام بخشهای زندگی او نیست. چهرههای مشهور نیز حق دارند بخشی از زندگی خود را خصوصی نگه دارند و برخلاف انتظار مخاطبان تصمیم بگیرند.
چگونه یک رابطه فرااجتماعی سالم داشته باشیم؟
لازم نیست برای حفظ سلامت روان، علاقه به هنرمندان یا شخصیتهای محبوبمان را کنار بگذاریم. نکته مهم این است که میان احساس نزدیکی و رابطه واقعی تفاوت بگذاریم.
یک پرسش ساده میتواند کمککننده باشد: آیا این علاقه چیزی به زندگی من اضافه میکند یا باعث شده از روابط، اهداف و زندگی خودم فاصله بگیرم؟ اگر دنبالکردن یک چهره مشهور به اضطراب، فشار مالی یا اختلال در کار، تحصیل و روابط نزدیک منجر شده باشد، فاصله گرفتن از این محتوا و در صورت تداوم مشکل، گفتوگو با متخصص سلامت روان میتواند مفید باشد.
در نهایت، احساسات ما حتی در یک رابطه یکطرفه میتوانند واقعی باشند؛ اما واقعی بودن احساس به معنای دوطرفه بودن رابطه نیست. میتوان از یک خواننده الهام گرفت، با یک شخصیت داستانی خاطره ساخت یا از محتوای یک تولیدکننده محتوا لذت برد، بدون آنکه زندگی خودمان را در حاشیه زندگی کسی قرار دهیم که حتی ما را نمیشناسد.




