تروما همیشه یک خاطره در ذهن نیست؛ گاهی در واکنشهای بدن، احساسات، روابط و حتی شیوه مواجهه ما با جهان باقی میماند. کتاب «بدن فراموش نمیکند» نوشته بسل وندرکولک تلاش میکند توضیح دهد چرا برخی تجربههای آسیبزا، حتی سالها پس از وقوع، همچنان بر زندگی انسان اثر میگذارند.
به گزارش «پهنه پرواز»، بسل وندرکولک، روانپزشک و پژوهشگر شناختهشده حوزه تروما، بخش قابل توجهی از فعالیت حرفهای خود را به بررسی آثار تجربههای آسیبزا بر مغز، بدن، حافظه، هیجان و روابط انسانی اختصاص داده است. کتاب «بدن فراموش نمیکند» حاصل همین رویکرد چندبعدی است و تروما را فراتر از یک خاطره ناخوشایند بررسی میکند.
تروما فقط در خاطرات باقی نمیماند
یکی از ایدههای محوری کتاب این است که ممکن است ذهن یک حادثه را فراموش کند، اما آثار آن تجربه همچنان در واکنشهای بدن و سیستم عصبی باقی بماند. اضطراب، بیحسی عاطفی، اختلال در خواب، واکنش شدید به برخی موقعیتها، دشواری در اعتماد کردن یا احساس دائمی ناامنی میتواند در برخی افراد با تجربههای آسیبزای گذشته ارتباط داشته باشد.
از این منظر، گاهی فرد میداند که در زمان حال خطری وجود ندارد، اما بدن او همچنان مانند گذشته برای مقابله با تهدید آماده میشود. به همین دلیل، شناخت تروما تنها با بررسی خاطرات فرد کامل نمیشود و باید واکنشهای جسمی و هیجانی او نیز مورد توجه قرار گیرد.
چرا گذشته گاهی در زمان حال تکرار میشود؟
ممکن است یک صدا، بو، رفتار، حالت چهره یا موقعیت خاص، واکنشی شدید در فرد ایجاد کند؛ واکنشی که در نگاه اول با شرایط فعلی تناسب ندارد. در چنین شرایطی، تجربه گذشته میتواند از طریق واکنشهای سیستم عصبی خود را در زمان حال نشان دهد.
کتاب توضیح میدهد که تروما میتواند بر نحوه پردازش تهدید، تنظیم هیجان، توجه و ارتباط فرد با بدن خود اثر بگذارد. بنابراین، ممکن است فرد از نظر منطقی بداند که اکنون در امنیت است، اما همچنان احساس امنیت نکند.
نقش تجربههای دوران کودکی
بخش مهمی از دیدگاه وندرکولک به تجربههای دوران کودکی و رابطه کودک با مراقبانش مربوط میشود. کودک برای رشد سالم تنها به نیازهای فیزیکی نیاز ندارد؛ احساس امنیت و داشتن فردی قابل اعتماد برای کمک به تنظیم هیجانها نیز اهمیت دارد.
تجربههای مکرر ناامنی در دوران کودکی ممکن است در سالهای بعد به شکلهایی مانند ترس، خشم، اجتناب از صمیمیت، نیاز شدید به کنترل یا دشواری در اعتماد به دیگران ظاهر شود. در این نگاه، برخی رفتارهای بزرگسالی را میتوان در چارچوب راهکارهایی فهمید که فرد در گذشته برای کنار آمدن با شرایط دشوار آموخته است.
آیا درمان فقط با صحبت کردن ممکن است؟
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده در کتاب این است که صحبت درباره گذشته همیشه برای درمان پیامدهای تروما کافی نیست. از دیدگاه نویسنده، چون تروما میتواند در سطح بدن و سیستم عصبی نیز تجربه شود، توجه به بدن و تجربههای جسمی فرد نیز میتواند بخشی از فرآیند درمان باشد.
وندرکولک در کتاب خود به رویکردها و روشهای مختلفی از جمله EMDR، نوروفیدبک، یوگا و برخی روشهای مبتنی بر توجه به بدن اشاره میکند. البته انتخاب روش درمان باید متناسب با شرایط هر فرد و با نظر متخصص انجام شود و هیچ روش واحدی برای همه افراد مناسب نیست.
گذشته، سرنوشت قطعی آینده نیست
پیام کتاب تنها درباره ماندگاری آثار تروما نیست؛ بلکه بر امکان تغییر و بازسازی نیز تأکید دارد. ایجاد احساس امنیت، شکلگیری روابط سالم، شناخت واکنشهای بدن و تجربههای جدید میتواند به فرد کمک کند میان گذشته و زمان حال تمایز بیشتری ایجاد کند.
در نهایت، «بدن فراموش نمیکند» تلاش میکند نگاه ما به رفتار انسان را تغییر دهد؛ رفتاری که شاید در ظاهر غیرمنطقی یا غیرقابل فهم باشد، گاهی ریشه در تجربهای دارد که فرد سالها پیش برای بقا با آن روبهرو شده است. شناخت این ارتباط میتواند نخستین گام برای درک بهتر تروما و جستوجوی مسیر مناسب برای بهبود باشد.
منبع: عصر ایران
برچسبها: تروما، سلامت روان، بدن، روانشناسی، کتاب





