از سوژه تا صاحب روایت، چرا ایران به سینمای فراگیر نیاز دارد( موضوع معلولیت در سینما ، بودن یا نبودن )

اشتراک‌گذاری در:

نویسنده : بیژن همدرسی

سینما زمانی می‌تواند بازتابی واقعی از جامعه باشد که همه صداها و تجربه‌های زیسته در آن مجال حضور پیدا کنند. در یادداشت پیش‌رو، بیژن همدرسی با نگاهی تحلیلی به جایگاه افراد دارای معلولیت در سینما، از ضرورت گذار از نگاه سوژه‌محور به روایت‌محور سخن می‌گوید و با تکیه بر تجربه جشنواره بین‌المللی «پهنه پرواز»، مفهوم «سینمای فراگیر» را به‌عنوان افقی برای آینده سینمای ایران مطرح می‌کند.

سال‌هاست که این پرسش در محافل سینمایی جهان مطرح است که آیا سینمای معلولان باید به عنوان شاخه‌ای مستقل شناخته شود یا آنکه حضور افراد دارای معلولیت باید در متن سینمای عمومی تعریف شود. در نگاه نخست، ایجاد یک سینمای مستقل برای معلولان ممکن است به نوعی جداسازی فرهنگی تعبیر شود، اما تجربه کشورهای مختلف و حتی تجربه ایران نشان می‌دهد موضوع، جداسازی نیست بلکه جبران یک خلأ تاریخی در نظام تولید و توزیع آثار فرهنگی است.

واقعیت آن است که افراد دارای معلولیت در بیشتر آثار سینمایی، موضوع روایت بوده‌اند نه صاحبان روایت. شخصیت معلول اغلب برای برانگیختن احساس ترحم، ایجاد گره در داستان یا انتقال یک پیام اخلاقی وارد فیلم شده است، در حالی که کمتر فرصت یافته است خود نویسنده، کارگردان، بازیگر یا تصمیم‌گیرنده اصلی یک اثر باشد. این نگاه سبب شده است که بخش مهمی از واقعیت زندگی میلیون‌ها انسان در جهان از زاویه دید دیگران روایت شود، نه از دریچه تجربه زیسته خود آنان.

در چنین شرایطی، شکل‌گیری یک جریان تخصصی در سینمای معلولان نه به معنای جدایی از سینمای ملی، بلکه به منزله ایجاد فرصت برابر برای تولید روایت‌های اصیل است. همان گونه که سینمای کودک، سینمای مستند یا سینمای انیمیشن به دلیل ویژگی‌های خاص خود دارای ساختارهای تخصصی هستند، سینمای معلولان نیز می‌تواند بستری برای کشف استعدادها، تربیت نیروهای متخصص، حمایت از تولید و اصلاح نگاه عمومی جامعه باشد.

ایران در این زمینه تجربه‌ای ارزشمند را پشت سر گذاشته است. برگزاری هفت دوره جشنواره بین‌المللی پهنه پرواز نشان داد که موضوع معلولیت ظرفیت آن را دارد که به یک جریان فرهنگی و هنری تبدیل شود. این جشنواره با هدف نمایش توانمندی‌ها، روایت واقع‌بینانه از زندگی افراد دارای معلولیت و گسترش آگاهی اجتماعی توانسته است آثار متعددی از ایران و کشورهای مختلف را گرد هم آورد و ثابت کند که مخاطب برای چنین سینمایی وجود دارد و این جریان می‌تواند در سطح بین‌المللی نیز اعتبار کسب کند.

با این حال، یک جشنواره هرچند موفق، به تنهایی نمی‌تواند یک جریان سینمایی ایجاد کند. سینمای معلولان زمانی شکل می‌گیرد که در کنار جشنواره، آموزش تخصصی، حمایت مالی، امکان تولید، شبکه نمایش، پژوهش دانشگاهی و حضور فعال افراد دارای معلولیت در تمامی بخش‌های صنعت سینما نیز فراهم شود. بدون این زنجیره، هر جشنواره تنها به یک رویداد سالانه تبدیل خواهد شد و اثرگذاری آن به مرور کاهش می‌یابد.

شاید حتی بهتر باشد به جای استفاده از عنوان سینمای معلولان، از مفهوم سینمای فراگیر استفاده کنیم؛ سینمایی که در آن افراد دارای معلولیت نه به عنوان استثنا، بلکه به عنوان بخشی طبیعی از جامعه در همه مراحل تولید حضور داشته باشند. در چنین الگویی، هدف ساخت فیلم درباره معلولیت نیست، بلکه ساخت فیلم با مشارکت برابر انسان‌هایی است که تاکنون فرصت کافی برای روایت جهان خود نداشته‌اند.

اگر سینما را آینه جامعه بدانیم، باید بپذیریم که این آینه زمانی تصویر کاملی از جامعه ارائه می‌دهد که همه انسان‌ها در آن دیده شوند. جامعه‌ای که بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان را افراد دارای معلولیت تشکیل می‌دهند، نمی‌تواند در سینمای خود همچنان به روایت‌هایی محدود و کلیشه‌ای بسنده کند. آینده سینمای ایران نیز در گرو آن است که از نگاه حمایتی و ترحم‌آمیز عبور کند و به مرحله‌ای برسد که افراد دارای معلولیت نه تنها سوژه فیلم‌ها، بلکه خالقان اصلی روایت‌های سینمایی باشند. در آن صورت، سینمای معلولان دیگر یک جریان حاشیه‌ای نخواهد بود، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از سینمای حرفه‌ای و ملی ایران خواهد شد.

بیژن همدرسی، سینمای فراگیر، سینمای معلولان، معلولیت، افراد دارای معلولیت، جشنواره بین‌المللی فیلم پرواز، پهنه پرواز، سینمای ایران، فرهنگ و هنر، روایت فراگیر، عدالت فرهنگی، دسترس‌پذیری، توانمندسازی، یادداشت تحلیلی، رسانه و معلولیت

کد خبر:4346

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *