به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز گاهی بدن به رختخواب میرود، اما ذهن همچنان درگیر نگرانی، حل مسئله و پیشبینی اتفاقات آینده است؛ وضعیتی که به گفته یک روانشناس میتواند چرخه خواب را مختل کرده و در صورت تداوم، زمینه را برای تشدید اضطراب و افسردگی فراهم کند.
مرز میان بدخوابی و اختلال خواب کجاست؟
هر بیخوابی یا شب بد، به معنای ابتلا به اختلال خواب نیست. بدخوابی مقطعی معمولاً کوتاهمدت است و ممکن است برای مدتی احساس خستگی یا اختلال در فعالیتهای روزانه ایجاد کند.
اما اگر فرد بهطور مداوم با دشواری در به خواب رفتن، بیدارشدنهای مکرر یا بیداری زودهنگام مواجه باشد و این مشکل حتی در شرایط مناسب محیطی مانند نور و سکوت کافی ادامه پیدا کند، احتمال وجود یک اختلال خواب بالینی مطرح میشود؛ بهویژه زمانی که خواب نامناسب بر تمرکز، خلقوخو و عملکرد روزانه اثر گذاشته باشد.
سه شب در هفته؛ زنگ خطر بیخوابی مزمن
زهره نظامآبادی، روانشناس، میگوید برای اینکه بیخوابی در گروه بیخوابی مزمن قرار گیرد، علائم باید دستکم سه شب در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر وجود داشته باشند.
بنابراین تجربه چند شب خواب نامناسب، لزوماً نشانه یک اختلال مزمن نیست؛ اما تداوم مشکل و تأثیر آن بر زندگی روزمره موضوعی است که نباید نادیده گرفته شود.
چرا نشخوار فکری اجازه خوابیدن به مغز نمیدهد؟
یکی از مهمترین عواملی که میتواند خواب را مختل کند، نشخوار فکری است؛ یعنی تکرار مداوم افکار، نگرانیها و سناریوهای ذهنی بدون رسیدن به راهحل مشخص.
به گفته این روانشناس، اضطراب و نشخوار فکری میتوانند سیستم عصبی سمپاتیک را فعال نگه دارند و بدن را در وضعیت آمادهباش قرار دهند. همزمان با فعالشدن محور HPA، سطح کورتیزول افزایش مییابد و مغز به جای ورود به وضعیت آرامش، همچنان مشغول حل مسئله و پیشبینی خطرات احتمالی میماند.
نتیجه میتواند شکلگیری یک چرخه معیوب باشد: نگرانی خواب را مختل میکند و کمخوابی نیز میتواند استرس و اضطراب را بیشتر کند.
بیدارشدنهای شبانه همیشه نشانه مشکل روانی نیست
بیدارشدن چندباره در طول شب دلایل مختلفی دارد و نمیتوان آن را بهتنهایی نشانه یک اختلال روانی دانست.
استرس، نامناسب بودن محیط خواب، دردهای جسمانی و اختلالات تنفسی مانند آپنه خواب از جمله عواملی هستند که میتوانند موجب بیداریهای مکرر شوند.
از سوی دیگر، بیدارشدن زودهنگام در صبح در میان افراد مبتلا به افسردگی نیز دیده میشود، اما این علامت بهتنهایی برای تشخیص افسردگی کافی نیست و باید در کنار سایر علائم بالینی بررسی شود.
بیخوابی میتواند خودش به یک عامل خطر تبدیل شود
ارتباط میان خواب و سلامت روان، رابطهای یکطرفه نیست. بیخوابی ممکن است همراه با اضطراب یا افسردگی ظاهر شود، اما همیشه نتیجه این اختلالات نیست.
بر اساس توضیحات این روانشناس، بیخوابی مداوم میتواند بهعنوان عاملی مستقل، خطر بروز یا تشدید افسردگی و برخی مشکلات اضطرابی را افزایش دهد. عواملی مانند افزایش سن، ورود به دورههای جدید زندگی و تجربه اختلال استرس پس از سانحه نیز میتوانند در بروز بیخوابی نقش داشته باشند.
وقتی خواب بد تبدیل به یک چرخه فرسایشی میشود
مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که بیخوابیهای مقطعی کنترل نشوند و به الگویی مداوم تبدیل شوند. در چنین شرایطی، توجه به علت اصلی اختلال خواب اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ چراکه ممکن است پشت بیداریهای شبانه یا صبحگاهی، اضطراب، نشخوار فکری، مشکلات جسمانی یا اختلالاتی مانند آپنه خواب قرار داشته باشد.
پیام این گزارش ساده است: اگر ذهن شما شبها خاموش نمیشود، فقط ساعت خواب را مقصر ندانید؛ گاهی آنچه خواب را از شما میگیرد، افکاری است که پیش از خواب رها نمیشوند.
منبع: ایسنا
برچسبها: نشخوار فکری، بیخوابی، اختلال خواب، اضطراب، سلامت روان





