هوش مصنوعی قرار بود زندگی انسان را آسانتر کند؛ اما حالا این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که آیا در کنار انجام کارهای ما، بهتدریج در حال فکر کردن، نوشتن و خلاقیت به جای ماست؟
گسترش ابزارهای هوش مصنوعی، شیوه تولید محتوا و حتی نحوه جستوجو و پردازش اطلاعات را تغییر داده است؛ تغییری که در کنار فرصتهای بزرگ، نگرانیهایی درباره کاهش استقلال فکری و کمرنگ شدن خلاقیت انسانی به همراه دارد.
یک یادداشت تحلیلی در روزنامه «دیلی صباح» با طرح همین دغدغه هشدار میدهد که نباید آنقدر به هوش مصنوعی وابسته شویم که تواناییهای انسانی خود را فراموش کنیم.
«آمینا علی» در یادداشتی در روزنامه دیلی صباح با اشاره به گسترش روزافزون استفاده از هوش مصنوعی، درباره پیامدهای وابستگی بیش از اندازه انسان به این فناوری هشدار داده و تأکید کرده است که هوش مصنوعی نباید جایگزین توانایی انسان برای فکر کردن، نوشتن، خلاقیت و تولید آثار اصیل شود.
این نویسنده خود را یک «واقعگرای هوش مصنوعی» توصیف میکند؛ کسی که معتقد است هوش مصنوعی ظرفیت بالایی برای افزایش بهرهوری، سرعت، کارایی و سهولت انجام امور دارد، اما در عین حال محدودیتهای آن را نیز باید پذیرفت. به باور او، هوش مصنوعی را نمیتوان در همان جایگاهی قرار داد که ذهن انسان قرار دارد.
ذهن انسان ناقص است، سریع و در عین حال نامنظم عمل میکند، واکنش نشان میدهد، محیط را درک میکند و هیچگاه بهطور کامل متوقف نمیشود. در مقابل، هوش مصنوعی مجموعهای از دادههای هوشمند است که بر پایه قرنها پیشرفت انسانی، خلاقیت، کتابها و حجم عظیمی از مطالب موجود در اینترنت آموزش دیده است.
با وجود آگاهی از این تفاوت، نویسنده معتقد است انسانها بیش از گذشته در حال سپردن فعالیتهای فکری، خلاقانه و تحلیلی خود به هوش مصنوعی هستند؛ حتی در مواردی که نشانههای واضحی از تولید ماشینی در نتیجه نهایی دیده میشود.
به اعتقاد علی، این مسئله باید جدی گرفته شود، زیرا هر کاری که بهطور مداوم انجام شود، میتواند به یک عادت تبدیل شود و استفاده دائمی از هوش مصنوعی برای نوشتن نیز از این قاعده مستثنی نیست.
او مینویسد هوش مصنوعی میتواند دادهها را برای ما خلاصه کند، در ایدهپردازی کمک کند، منابع را پیدا کند و بسیاری از کارها را با سرعت بالا انجام دهد؛ اما این پرسش همچنان مطرح است که آیا میتواند دقیقاً مانند یک انسان بنویسد؟ آیا میتواند همانند انسان، مقالهای غیرقابل پیشبینی، همراه با نقصها و ویژگیهای شخصی تولید کند؟
از نگاه نویسنده، هوش مصنوعی تمایل دارد همه چیز را تا حد امکان منظم، دقیق، کامل و مستقیم ارائه کند؛ زیرا چنین رویکردی با ماهیت عملکرد ماشینها سازگار است. این فناوری متوقف نمیشود و با دعوت همیشگی به «هر چیزی را بپرسید»، میتواند گفتوگو را برای مدت طولانی ادامه دهد و کاربر را وارد چرخهای از پرسش و پاسخهای پیدرپی کند.
اما پرسش اصلی اینجاست که در چنین شرایطی، جایگاه انسان کجاست؟
علی این نگرانی را مطرح میکند که آیا هوش مصنوعی به تدریج فرصت گفتوگو با نزدیکان، تجربه کردن و حتی پرسیدن مسائل ساده از نسلهای گذشته را از انسان میگیرد؟ آیا وابستگی به ابزارهای هوش مصنوعی باعث میشود فعالیت ذهنی انسان کاهش پیدا کند و مغز کمتر برای جمعآوری اطلاعات، ارتباط دادن دادهها و رسیدن به نتیجه مستقل تلاش کند؟
او معتقد است نشانههای این تغییر را میتوان در زندگی روزمره مشاهده کرد؛ از تعداد زیاد صفحات و ابزارهای هوش مصنوعی که همزمان مورد استفاده قرار میگیرند تا افزایش مطالبی که سبک و ساختار تولید ماشینی دارند.
به نوشته این مقاله، حتی خواندن مطالب سبک زندگی نیز تا حدی جذابیت گذشته را از دست داده است. مواردی که نویسندگان واقعی تجربههای شخصی خود را با مخاطب در میان میگذاشتند و درباره اتفاقات، اشتباهات و تجربههای زندگی خود مینوشتند، کمتر شده و در مقابل، مطالب فهرستوار و تکراری درباره اینکه «چه کاری انجام دهیم» یا «به کجا سفر کنیم» بیشتر شدهاند؛ مطالبی که به گفته نویسنده، بخش قابل توجهی از آنها تحت تأثیر تولید محتوای هوش مصنوعی قرار دارند.
در ادامه، نویسنده به عبارت لاتین «Sapere aude» اشاره میکند؛ عبارتی که به مفهوم «جرئت استفاده از عقل و ذهن خود را داشته باش» نزدیک است و با اندیشههای ایمانوئل کانت، فیلسوف آلمانی، پیوند دارد. از نگاه او، معنای این توصیه در روزگار گسترش هوش مصنوعی بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی قرار گرفته است.
علی میگوید مشخص نیست این روند ناشی از تنبلی انسانهاست یا اینکه مردم در اثر بحرانها، جنگها و فشارهای متعدد زندگی معاصر خسته شدهاند، اما به باور او لازم است جامعه در برابر گسترش استفاده از هوش مصنوعی مکث کند و از خود بپرسد: «چه میزان استفاده از هوش مصنوعی، کافی است؟»
این یادداشت بر اهمیت نقص و بینظمی در آثار انسانی نیز تأکید دارد. به باور نویسنده، همین ویژگیها بخشی از ارزش آفرینش انسانی را شکل میدهند. او یادآوری میکند که هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی و ویلیام شکسپیر، بسیاری از آثار ماندگار خود را بدون کمک ماشینها خلق کردند.
نویسنده در پایان، بدون ورود به بحثهای تکراری درباره اینکه آیا هوش مصنوعی ممکن است از کنترل خارج شود، آیا به خودآگاهی برسد یا آیا در آینده به فناوری «فوقهوشمند» تبدیل شود، بر یک پرسش اساسی تمرکز میکند:
آیا هوش مصنوعی در حال گرفتن توانایی انسان برای فکر کردن، واکنش نشان دادن و زندگی و رفتار انسانی است؟
در نهایت، این یادداشت تأکید میکند که هوش مصنوعی با وجود تمام پیشرفتهایش نباید شیوه فکر کردن، نوشتن و تولید انسان را از بین ببرد؛ بلکه باید ابزاری در خدمت انسان باقی بماند، نه جایگزینی برای ذهن و خلاقیت او.
منبع: دیلی صباح
برچسبها: هوش مصنوعی، فناوری، تفکر انسانی، خلاقیت، تولید محتوا




