چراغ تئاتر شهر،باید همیشه روشن باشد

اشتراک‌گذاری در:

ساختمان زیبای تئاتر شهر نماد تئاتر در ایران است.زمانی این بنا در شهر تهران دلبری می کرد،اما مدت هاست از شکوه افتاده و توان جلوه گری ندارد.

به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز به نقل از سید رضا اورنگ، علاقه مندان تئاتر همواره با دیدن این عمارت باشکوه ،دل شان به تپش می افتاد و حس و حال خوبی پیدا می کردند،حتی مردم عادی نیز از دیدنش به وجد می آمدند.

مشکلات، تئاتر ایران را زمینگیر کرده است.هرچند اهالی تئاتر در ایجاد مشکلات بی تقصیر نیستند،اما مقصر اصلی وزارت ارشاد، معاونت هنری ،اداره کل مرکز هنرهای نمایشی و خانه تئاتر هستند که این هنر را در این ایام به حال خود رها کرده اند.گویا عده ای از مدیران تئاتری همواره آرزو دارند اتفاقی بیفتد تا هنر ارزنده تئاتر دچار رکود و تعطیلی شود!

در طول تاریخ، حوادث مختلف و جنگ های ویرانگر،مدام اتفاق افتاده اند،اما تئاتر هرگز از بین نرفته است،زیرا مردم و هنرمندان اصیل نگذاشتند نابود شود.آنان با حفظ نمادهای تئاتر آن را زنده نگه داشتند.

در دوران دفاع مقدس که شهرها،از جمله تهران مدام آماج حملات هوایی و موشکی قرار می گرفتند،تئاتر پویا بود و خود را سرپا نگه داشت.هنرمندان هم نگذاشتند پرچم این هنر روی زمین بیفتد.

این درست که مشکلات سخت مانند ویروسی خطرناک به جان مردم و هنر مملکت افتاده و همه را در معرض خطر قرار داده ،اما راه هایی وجود دارد که  می توان همچنان هنر را پویا نگه داشت،به خصوص تئاتر.

با وجود تمام مشکلات مادی و غیر مادی،باید هر طور که شده تئاتر را زنده نگه داشت.
مهم ترین و بهترین کار حفظ و برجسته کردن نمادهای تئاتر است، بهترین نماد نیز عمارت خاطره انگیز تئاترشهر است.

بعد از مدت ها خانه نشینی،یک شب دل به دریا زدم و پا به خیابان نهادم تا از افسردگی نمیرم.تنها جایی که می توانست روحم را جلا دهد و مرا به وجد بیاورد،دیدن ساختمان تئاتر شهر بود،زیرا همیشه با دیدنش روحم تازه می شد و آرامش می گرفتم.بارها شده بود که به خاطر دیدن این بنای روح نواز راه کج کرده و مسیر را طولانی کرده ام تا چشمم به جمال این ساختمان روشن شود.

آن شب با هیجانی وصف ناپذیر و به عشق دیدن تئاتر شهر،بیشتر مسیر را پیاده طی کردم تا وقتی به آنجا می رسم،مقابل این عمارت که حکم معشوق مرا دارد نفس تازه کرده و با دیدنش جسم و جانم با هم به آرامش برسند،اما حیف که این بنای نورانی و اطراف آن در خاموشی فرو رفته و دیدن این منظره ناخوشایند، هم مرا از شوق دیدن انداخت و هم خستگی ام را دو چندان کرد!

ساختمان تئاتر شهر که همیشه به انسان آرامش و امنیت می داد،ظلمت مرگ آوری آن را به خانه و محیطی وحشتناک تبدیل کرده بود که به جای دادن حس امنیت،ترس را به عابران هدیه می داد!
خواستم قدم پیش گذاشته و طوافی گرد آن داشته باشم،اما جرات نکردم، زیرا نمی دانستم در آن تاریکی وحشتزا چه چیزی انتظارم را می کشد،(هرچند که با وجود برخی از اوباش،روزها نیز خطر جانی و مالی وجود دارد)مجبور شدم،طواف نکرده و دست نکشیده از محیط تئاتر شهر دور شده و با دلشکستگی و خستگی بی حد توام با ترس! سرم را پایین بیندازم و بروم!

وزارت ارشاد،معاونت هنری و مدیرکل هنرهای نمایشی ،وظیفه ای سنگین داشته و دارند،اما انگار به جای انجام وظیفه ترجیح داده و می دهند به استراحت مطلق پرداخته و از تعطیلی تئاتر نهایت استفاده را ببرند!

اهالی خانه تئاتر هم که تنها دغدغه شان در طول این سال ها راه اندازی یک قهوه خانه بود که به مراد دل رسیدند!مدت هاست کار مدیر خانه تئاتر و هیات مدیره اش،نشستن در قهوه خانه و چای نوشیدن و سیگار کشیدن و بیانیه دادن شده است!انگار نه عشقی به تئاتر دارند و نه دغدغه ای برای اعتلای این هنر اصیل!

وضعیت تئاتر شهر و محیط اطراف آن به گونه ای شده که وزیر ارشاد با حضور محافظانش نیز جرات نمی کند گشتی در اطراف آن بزند،چه رسد به معاون و مدیر بی محافظ!

یعنی در این مدت هیچ کدام از مدیران دولتی تئاتر و سردمداران خانه تئاتر، سری به تئاتر شهر نزده اند تا این وضعیت اسفناک را ببینند؟!
وزیر ارشاد ،معاون هنری ،مدیرکل هنرهای نمایشی،خوش نشینان خانه تئاتر و اهالی تئاتر،باید بدانند بهترین کار این است که نمادهای تئاتر،به خصوص تئاتر شهر را با شکوه تر از همیشه آذین بست و چراغانی کرد تا همه زنده بودنش را به تماشا بنشینند.

باید نمایشگرهای بزرگی در آن محیط نصب کرد و نمایش های اجرا شده را نمایش داد تا همه ببینند و باور کنند که هنر تئاتر تحت هیچ شرایطی از بین رفتنی نیست.

روشن نگه داشتن چراغ عمارت تئاتر شهر،یعنی اینکه هنر تئاتر در ایران زنده است و هیچ عاملی نمی تواند آن را از نفس بیندازد.

کد خبر:566

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *