9 درس زندگی که 97 درصد افراد کمی دیر یاد می گیرند

اشتراک‌گذاری در:

 توسط الیزا هارتلی |
ترجمه دکتر فتانه امیری

سرتاسر تجارب زندگی در مورد رشد، درک و خرد است. با این حال، اغلب اوقات، ما کمی دیر به درس های مهم زندگی می پردازیم.
این درس‌ها، اگرچه برای برخی آشکار به نظر می‌رسند، اما می‌توانند تا اواخر عمر اکثریت ما از آن فرار کنند – آماری که توسط روانشناسان پشتیبانی می‌شود و نشان می‌دهد که 97 درصد مردم این بینش‌های محوری را دیرتر از آنچه باید یاد می‌گیرند.
این درس‌ها از درک اهمیت عشق به خود تا یادگیری نحوه مدیریت موثر زمان را شامل می‌شود. آنها می توانند بر رشد شخصی و شادی کلی ما تأثیر زیادی بگذارند.

۱) اهمیت عشق به خود

عشق به خود، اگرچه اصطلاحی است که معمولاً مورد استفاده قرار می‌گیرد، مفهومی است که هنوز توسط بسیاری اشتباه فهمیده می‌شود.
غالباً با خودشیفتگی یا خود خواری اشتباه گرفته می شود، اما در واقع، شناخت ارزش خود و مراقبت از سلامت روحی و جسمی شماست.

اکثر مردم سال‌های اولیه خود را صرف جستجوی تایید از دیگران، چه والدین، معلمان یا همسالان خود می‌کنند. ممکن است متوجه شده باشید که برای کمال تلاش می کنید، سعی می کنید با هنجارهای اجتماعی سازگار شوید یا دائماً خود را با دیگران مقایسه می کنید.

چیزی که ممکن است در آن زمان متوجه نشده باشید، اهمیت این است که ابتدا خودتان را دوست داشته باشید و بپذیرید. متأسفانه، این درس اغلب بعد از سالها عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان در زندگی به دست می آید.

روانشناسان پیشنهاد می کنند که درک ارزش عشق به خود می تواند به روابط سالم تر، افزایش اعتماد به نفس و زندگی رضایت بخش تر منجر شود. اما متأسفانه، این درسی است که 97 درصد مردم کمی دیر یاد می گیرند.

۲ ) شکست پایان کار نیست، بلکه یک پله است

در سفری که در زندگی داریم، همه ما در نقطه ای زمین می خوریم . این بخشی اجتناب ناپذیر از وجود انسان است. اما این تصور ما از این سقوط است که اغلب آینده ما را شکل می دهد.

بسیاری از ما با ترس از شکست بزرگ می شویم. ما آن را نشانه ای از عدم کفایت، لکه ای در کارنامه خود می دانیم، چیزی که به هر قیمتی باید از آن اجتناب کرد. ممکن است به این باور رسیده باشیم که موفقیت یک مسیر مستقیم است و هرگونه انحراف از آن مساوی با شکست است.

در حقیقت، مسیر موفقیت پر از شکست است. بسیاری از افراد موفق اغلب شکست های خود را به عنوان ابزاری در موفقیت نهایی خود ذکر می کنند. این افراد، آنها را نه به عنوان پایان راه، بلکه به عنوان پله هایی می بینند که درس ها و تجربیات ارزشمندی را ارائه می دهند.

متأسفانه، این تغییر طرز فکر اغلب بعداً در زندگی اتفاق می افتد. هرچه زودتر شکست را به عنوان بخشی از سفر بپذیریم و نه پایان آن، آمادگی بیشتری برای مقابله با فراز و نشیب های زندگی داریم.

3) با پول نمی توان شادی را خرید

در طول زندگی ما اغلب به این باور می رسیم که ثروت مساوی با خوشبختی است. مفهوم موفق بودن اغلب شامل انباشت ثروت مادی و دارایی های مجلل است.
ممکن است خودمان را در مسابقه موش‌های صحرایی بیابیم که دائماً دنبال پول بیشتر، خانه بزرگ‌تر، ماشین گران‌تر می‌گردیم، با این باور که این چیزها باعث شادی و رضایت ما می‌شوند.

با این حال، همانطور که بسیاری از مردم بعداً در زندگی خود متوجه می شوند، پول لزوماً مساوی با خوشبختی نیست.
تجربیات، روابط و رشد شخصی اغلب رضایت پایدارتری نسبت به دارایی های مادی ایجاد می کند.

ثروت می تواند آسایش و امنیت را فراهم کند، اما تضمینی برای شادی یا رضایت نیست. درک این حقیقت می تواند به زندگی متعادل تر و رضایت بخشی منجر شود، اما درسی است که بیشتر مردم کمی دیر یاد می گیرند.

4) همه شما را دوست نخواهند داشت و این اشکالی ندارد

از دوران جوانی، بسیاری از ما تمایل داریم که مورد پسند همه قرار بگیریم. ما اغلب برای خشنود کردن دیگران، گاهی اوقات به بهای خوشبختی خودمان تمام تلاش خود را می کنیم.

همانطور که بزرگتر می شویم، متوجه می شویم که شاد کردن همه غیرممکن است. شاید شیرین ترین هلوی دنیا باشید، اما همیشه کسی پیدا می شود که هلو را دوست نداشته باشد.

حقیقت این است که همه شما را دوست نخواهند داشت و این کاملاً اشکالی ندارد. مهم تر این است که به آنچه هستید وفادار بمانید و اطراف خود را با افرادی احاطه کنید که اصالت شما را قدردانی می کنند .

این درک می تواند یک قرص سخت برای بلعیدن باشد. اما به محض پذیرش، می‌تواند احساس آزادی و آرامش را به ارمغان بیاورد که رهایی بخش است و منجر به زندگی واقعی‌تر و کامل‌تر شود.

5) اشکالی ندارد کمک بخواهید

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اغلب برای استقلال و خودکفایی ارزش قائل است . از سنین جوانی، ما تشویق می‌شویم که قوی باشیم، مشکلات خود را به تنهایی مدیریت کنیم و به دیگران تکیه نکنیم.

اما حقیقت این است که همه ما گاهی به کمک نیاز داریم. زندگی می تواند سخت و طاقت فرسا باشد، و این کاملاً اشکالی ندارد که وقتی در حال تلاش هستید به دیگران کمک کنید.
بسیاری از مردم این درس را خیلی دیرتر در زندگی یاد می گیرند، پس از سال ها تلاش برای تحمل بارهای خود به تنهایی.

هیچ شرمی در جستجوی حمایت زمانی که به آن نیاز دارید وجود ندارد. در واقع، این نشانه قدرتی است که وقتی غرق هستید و درخواست کمک می کنید، تصدیق کنید.
به یاد داشته باشید، ما همه در این با هم هستیم. همه تقلا می کنند و اشکالی ندارد که برای حمایت به یکدیگر تکیه کنید. بالاخره این چیزی است که ما را انسان می کند.

۶ ) شما نمی توانید همه چیز را کنترل کنید

بسیاری از ما بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف کنترل هر جنبه ای از آن می کنیم. ما در تلاشیم تا:

هر نتیجه ای را پیش بینی کنید

از هر اتفاق ناگوار احتمالی جلوگیری کنید

با این حال، همانطور که زندگی تمایل دارد به ما یادآوری کند، چیزهای زیادی خارج از کنترل ما وجود دارد. تغییرات آب و هوا، ترافیک، اقدامات دیگران – اینها همه چیزهایی هستند که ما نمی توانیم هر چقدر هم که بخواهیم دیکته کنیم.
درک اینکه نمی توانید همه چیز را کنترل کنید اغلب پس از استرس و اضطراب زیاد به وجود می آید.
یاد بگیرید که رها کنید و بپذیرید که برخی چیزها از دست شما خارج است، می تواند رهایی بخش باشد. این به کاهش استرس کمک می کند و به شما امکان می دهد روی چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً می توانید بر آنها تأثیر بگذارید.
یادگیری این درس سخت است اما برای بسیاری از ما بسیار قابل ربط است. هر چه زودتر آن را یاد بگیریم، زندگی ما آرام‌تر می‌شود.

۷) هیچ وقت برای یادگیری چیزهای جدید دیر نیست

به یاد دارید زمانی که بچه بودید و فکر می کردید بزرگسالان همه پاسخ ها را دارند؟
بعد بزرگ شدی و فهمیدی که هنوز هم مثل بقیه در حال کشف چیزها هستی.
بسیاری از ما در دام این فکر می افتیم که برای یادگیری چیزهای جدید محدودیت سنی وجود دارد. ممکن است احساس کنیم برای انتخاب یک سرگرمی جدید، یادگیری زبان جدید یا تغییر شغل خیلی دیر شده است.
واقعیت این است که هیچ وقت برای یادگیری چیزهای جدید دیر نیست. زندگی یک سفر یادگیری مداوم است و همیشه جایی برای رشد و کشف وجود دارد.
این یک درس سرگرم کننده و ساده است که بسیاری از ما بعداً در زندگی یاد می گیریم.
پس چرا صبر کنیم؟ آن گیتار را بردارید، گرد و غبار آن کتاب آشپزی قدیمی را پاک کنید، در آن کلاس سالسا ثبت نام کنید – چه کسی می‌داند ممکن است به کجا منجر شود!

8) شما مسئول خوشبختی خود هستید

در حال حاضر، این یک مشکل سخت است. خیلی آسان است که مسئولیت شادی خود را بر دوش عوامل بیرونی بگذاریم: شغل، شریک زندگی، دوستان، شرایطمان.
ما اغلب فکر می کنیم، “وقتی آن ارتقاء را بگیرم خوشحال خواهم شد”، “وقتی شریک مناسبی پیدا کنم خوشحال خواهم شد” یا “وقتی به شهر جدیدی نقل مکان کنم خوشحال خواهم شد”.
با این حال، حقیقت سخت این است که این عوامل خارجی نمی توانند شادی پایدار ایجاد کنند.
خوشبختی با شما شروع می شود. این در مورد یافتن رضایت در درون خود و انتخاب شاد بودن بدون توجه به شرایط است.
این در مورد انتخاب هایی است که با ارزش های شما همسو باشد و شما را خوشحال کند. بله، شنیدن آن سخت است، اما شما تنها مسئول شادی خود هستید.
این درس برای خیلی ها قرص تلخی است، اما در عین حال قدرت بخش است. هنگامی که متوجه شدید که افسار شادی خود را در دست دارید، دیگر تحت تأثیر شرایط بیرونی قرار نخواهید داشت.

۹) حضور داشته باشید، زندگی در حال وقوع است

در دنیای پرشتاب ما، گرفتار شدن در عجله آسان است. ما اغلب آنقدر بر برنامه ریزی برای آینده یا تمرکز بر گذشته متمرکز هستیم که فراموش می کنیم در زمان حال زندگی کنیم.
با این حال، مهم ترین نکته ای که باید به خاطر بسپارید این است: زندگی در حال وقوع است. همین لحظه تمام چیزی است که ما واقعا داریم.
بسیاری از ما این درس مهم را کمی دیر یاد می گیریم، اغلب پس از تعقیب اهداف آینده یا نشخوار فکری درباره اشتباهات گذشته.
اما درک اهمیت حضور می تواند زندگی شما را متحول کند.
با انتخاب زندگی در لحظه، می توانید زندگی را همانطور که در حال گسترش است، به طور کامل تجربه کنید. تو می توانی:

قدر شادی های ساده را بدانید

واقعاً با دنیای اطراف خود درگیر شوید

به یاد داشته باشید، دلیلی وجود دارد که آن را “حالا” می نامند.

در نتیجه با تأمل در این نه درس زندگی، ممکن است تعدادی از آنها را که خودتان یاد گرفته اید تشخیص دهید – شاید کمی دیر.
اگر چنین است، بدانید که تنها نیستید. به گفته روانشناسان، 97 درصد از مردم بعداً این حقایق را درک می کنند.
با این حال، اهمیت دقیقاً در لحظه ای که ما آنها را یاد می گیریم نیست، بلکه در سفر و رشدی است که با این دانش جدید به دست می آید.
اگر یک نکته کلیدی برای به خاطر سپردن وجود داشته باشد، این است که زندگی یک سفر یادگیری مداوم است.
چه این درس ها را در اوایل زندگی بیاموزیم یا دیرتر، آنچه واقعاً مهم است این است که به رشد و تلاش برای درک عمیق تر از خود و دنیای اطرافمان ادامه دهیم.
پس کمی وقت بگذارید و در مورد این درس ها فکر کنید. آنها را به دل بگیرید. بگذارید آنها شما را به سمت یک زندگی رضایت بخش تر و متعادل تر راهنمایی کنند.

کد خبر:720

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *