نوزاد همچون آموزگار؛ از نوزادان چه چیزهایی می‌توانیم بیاموزیم؟

اشتراک‌گذاری در:

بلوغ یعنی اقرار به این که عشق رمانتیک ممکن است تنها دربردارندۀ یک جنبۀ محدود و شاید کمی کوته‌فکرانه از زندگی عاطفی باشد؛ جنبه‌ای که بیشتر بر یافتن عشق متمرکز است تا بخشیدنِ آن؛ یعنی در پیِ مورد عشق‌ورزی قرار گرفتن است تا عشق ورزیدن. نوزادان، از طریق وابستگی کامل، ناتوانی و آسیب‌پذیری خود، درسی عالی دربارۀ نوعی کاملاً جدید از عشق به ما می‌دهند؛ نوعی از عشق که در آن هیچ‌گاه عملِ متقابل با رشک‌ورزی طلب نمی‌شود، یا به خاطر کج‌خلقی پشیمانی به دنبال ندارد و هدف واقعی چیزی نیست جز تعالیِ یکی با کمکِ دیگری.

نوزادان به ما می‌آموزند که عشق در خالصانه‌ترین شکلِ خود، نوعی خدمت‌رسانی است. در زمانۀ ما، واژۀ «خدمت‌رسانی» از معانیِ ضمنیِ منفی سرشار شده است. فرهنگِ فردگرا و مقیّد به خویش‌کامی، به راحتی نمی‌تواند رضایت را با خدمت کردن به دیگری یکسان فرض کند. ما عادت کرده‌ایم دیگران را دوست بداریم در عوض کاری که می‌توانند برایمان انجام دهند. اما نوزادان دقیقاً هیچ کاری از دستشان برنمی‌آید. نوزادان در برابر عشقی که از ما دریافت می‌کنند، هیچ «سودی» به ما نمی‌رسانند، با این همه آنها به ما می‌آموزند که بخشنده باشیم بدون انتظارِ دریافتِ چیزی، تنها به این خاطر که کسی شدیداً نیازمند کمک است و ما در موقعیتی هستیم که می‌توانیم کمک‌کننده باشیم.

در مواجهه با نوزادان، ما به عشقی راه می‌بریم که بر پایۀ ستایشِ نقاط قوّت استوار نیست، بلکه بر اساس همدردی با نقاط ضعف بنا شده است، ضعفی که از آنِ ما بوده و در نهایت هم دوباره از آنِ ما خواهد بود. از آنجا که همیشه وسوسه می‌شویم بر استقلال خود و بی‌نیازی از دیگران تأکید کنیم، این موجودات ناتوان، یعنی نوزدادان این‌جا هستند تا به ما یادآوری کنند که در نهایت هیچ کس «خودساخته» نیست؛ همۀ ما زیر بار دین سنگینی به کسی هستیم.

ما در کنار نوزادان، متوجه می‌شویم که زندگی به راستی بر تواناییِ عشق ورزیدن متکی است. هم‌چنین می‌آموزیم که خدمتکار دیگری بودن تحقیرآمیز نیست، بلکه کاملاً برعکس است؛ چراکه خدمت به دیگری ما را از بند مسئولیتِ خسته‌کنندۀ خدمت‌رسانیِ مداوم به غرائزِ پیچیده و سیری‌ناپذیرِ خودمان می‌رهاند. به این ترتیب در هنگام خدمت کردن به یک نوزاد، مزیتِ داشتنِ چیزی را که در زندگی از خودمان مهم‌تر است، درمی‌یابیم و دمی می‌آساییم و می‌آرامیم.

هنگام مراقبت از یک نوزاد با ترکیبی شگفت‌آور از عشق و ملال روبه‌رو می‌شویم. ما عادت کرده‌ایم که دوستی‌هایمان را بر پایۀ خُلق و خو و علایقِ مشترک بنا کنیم، اما یک نوزاد، به طرز گیج‌کننده‌ای هم‌زمان هم ملال‌آورترین انسانی است که تا کنون دیده‌ایم، هم انسانی است که بیش از هر کسی دوستش داریم. شاید بیش از حد، آن همه بر «داشتنِ نقاطِ مشترک با دیگران» تأکید شده است. ما در هنگام مراقبت از یک نوزاد به خوبی درمی‌یابیم که برای پیوند خوردن با یک انسان دیگر به نقاط مشترک کمی نیاز داریم. هر کسی که نیاز مبرم به کمک ما داشته باشد، در مکتب حقیقی عشق، لایق دوستی با ماست.

درس مهم دیگری که نوزاد راجع به عشق به بزرگسالان می‌آموزد، این است که عشق حقیقی باید دربردارندۀ تلاشی مداوم باشد تا هر چیزی را، ورای ظاهرِ بغرنج و ناپسندش، با نهایت بزرگ‌منشی تفسیر کنیم. پدر و مادر باید پیش‌بینی کنند که هر گریه‌ای، ضربه‌ای، یا خشمی واقعاً به چه چیزی مربوط می‌شود؟

چیزی که این پروژۀ تعبیر و تفسیر را از چیزی که در روابط معمول بزرگسالان متفاوت می‌کند، گذشتِ موجود در آن است. والدین آماده‌اند با این فرض پیش بروند که فرزندانشان، گرچه ممکن است مشکل یا دردی داشته باشند، اساساً حالشان خوب است. به محض این که منبع مشخص آزار آنها به درستی پیدا می‌شود، به معصومیت فطری خود بازمی‌گردند.

وقتی کودکان گریه می‌کنند، ما آنها را به فرومایگی و ترحم‌جویی متهم نمی‌کنیم؛ بلکه سعی می‌کنیم دلیل ناراحتی آنها را بیابیم. وقتی گاز می‌گیرند، می‌دانیم که حتماً از چیزی ترسیده، یا آشفته شده‌اند. ما از پیامدهای جان‌کاهی که گرسنگی، مشکلِ دستگاهِ گوارش، یا کمبود خواب ممکن است بر خُلق‌وخوی انسان بگذارد، آگاهیم.

چه قدر مهربان بودیم اگر در روابط خود با بزرگ‌سالان نیز می‌توانستیم اندکی چشمانمان را بر روی بدخلقی‌ها و خشم‌های هم ببندیم و ترس و آشفتگی و خستگیی را که اغلب در پشت آنها نهفته است، تشخیص دهیم. این یعنی همان با عشق نگریستن به نژاد بشر» (سیر عشق، از ص ۱۱۹ تا ص ۱۲۴).

دو باتن، آلن (۱۴۰۳). سیر عشق. ترجمۀ زهرا باختری. تهران: چترنگ. چاپ پنجاه و نهم.

در متن ترجمه فراوان تصرف کرده‌ام. کسانی که قصد دارند در یک نوشتۀ علمی به این مطالب ارجاع بدهند، حتماً به متن اصلی مراجعه کنند.

کد خبر:4138

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *