مروری بر رمان «پیامبر خاموش»؛ شرح جراحتی که مرهم نمی‌یابد

اشتراک‌گذاری در:

در ایبنا به بررسی ادبی رمان «پیامبر خاموش» اثر یوزف روت پرداخته شده است، رمانی که از درون زخم‌های تاریخی و انسانی قرن بیستم روایت می‌کند و نشان می‌دهد چگونه فردیت و ایمان گاهی در مسیر تاریخ و ساختارهای قدرت مصرف می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری پهنه پرواز، این رمان حول شخصیت «فریدریش کارگان» می‌چرخد؛ فردی که روی کاغذ همه داده‌های قهرمانانه را دارد اما در عمل نه قهرمان است، نه قربانی صرف، بلکه تجربه‌ای زخم‌خورده و بی‌مرهم که در طول زندگی‌اش میان ایمان، تبعید، قدرت و بی‌وطنی سرگردان می‌ماند.

بر اساس این تحلیل ادبی، ساختار رمان اپیزودیک است و روایت زندگی کارگان را در قالب قطعات پراکنده‌ای بازگو می‌کند که از کودکی دشوار تا تجربه‌های تاریخی در اروپا ادامه دارد. این سبک روایت باعث می‌شود خواننده نه در موقعیت راوی باشد و نه در ذهن شخصیت، بلکه در میانه تجربه و گزارش تاریخی قرار گیرد.

نویسنده مقاله می‌گوید کارگان نمایانگر ضدقهرمانی است که نه ژست قهرمانانه می‌گیرد و نه جایگاهی پایدار در تاریخ می‌یابد؛ او خود همان جراحتی است که هیچ‌گاه مرهم نمی‌یابد، تجربه‌ای از ناامیدی، بی‌وطنی و ایمان فرسوده که در تمام رمان تکرار می‌شود.

رمان با ترجمه محمد همتی توسط نشر افق منتشر شده و همچنان به‌دلیل پرداخت عمیق به تجربه انسانی در مواجهه با تاریخ و ایدئولوژی، مورد توجه منتقدان ادبی قرار دارد.

منبع: ایبنا
برچسب‌ها: رمان، یوزف روت، پیامبر خاموش، ادبیات جهان، نقد ادبی, بی‌وطنی, تاریخ قرن بیستم

کد خبر:4045

نظرات ارزشمند شما

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *